العلامة الحلي ( مترجم : حسيني شهرستانى )
20
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى )
او يا واجب نباشد ، اول واجب الوجود بالذات است و آن خداى تعالى است نه غير او و دومى را ممكن الوجود بالذات گويند و آن ماسواى خداى تعالى است از موجودات . و اينكه در واجب و ممتنع مقيد نموديم كه بالذات باشند براى اينستكه واجب الوجود بالغير خارج شود مانند معلول كه چون علت او موجود شود وجودش واجب گردد و لكن وجودش بسبب غير باشد نه بالذات و همچنين ممتنع بالغير خارج شود مانند امتناع وجود معلول در نزد انتفاء علت آن . و اين دو قسم يعنى واجب الوجود بالغير و ممتنع بالغير داخل در قسم ممكن خواهد بود . و چون ممكن بالغير تصور ندارد پس فايده در مقيد نمودن آن نباشد مگر براى همين مقدار كه معلوم شود كه هر ممكنى ذات او مقتضى امكانست . مترجم گويد : كه اينمقدمه را به دو نحو ديگر ميتوان تقرير نمود يكى آنست كه هر چيزى كه متصور شود يا ذات او قابليت دارد كه موجود شود يا آنكه ابدا قابليت وجود ندارد . دومى را ممتنع الوجود بالذات گويند چونكه ذات او قابل وجود نيست مانند شريك باريتعالى و دراينصورت ديگرى هم نميتواند او را موجود كند . و اگر ذات او قابل باشد براى موجود بودن پس يا اينستكه در خارج نيز وجود دارد يا اينكه وجود ندارد ولى قابلست براى اينكه موجود شود دومى را ممكن الوجود گويند . و اگر در خارج وجود داشته باشد پس يا اينست كه ذات او مقتضى وجود او است و يا اينستكه مقتضى وجود او امريست خارج از ذات او ، پس آنكه ذات او مقتضى وجود او است آن را واجب الوجود بالذات گويند . و آنكه ذات او مقتضى وجود او نيست بلكه بسبب امرى خارج از ذات موجود شده است آن نيز داخل در ممكن الوجود بالذات باشد ولى چون علت